این ها رو وقتی نوشتم که رو شیمکم دراز کشیده بودم و پاهامو با نظم خاصی ت میدادم! یه دستم روی سرم بود که همیشه دردی گریبان گیرشه و یه دستم به قلم! امروز که یکی از خواننده های قدیمی واسم کامنت گذاشته بود بر آن شدم که پستی بذارم! در این بلاگفای سوت و کور که حالا تنها تر از همیشه شده! آدماش به حصار خودشون پناه بردن و شاید هم مثل من تصمیم گرفتن نباشن یا دست کم جایی باشن که حال دلشون رو بهتر میکنه! جایی که بیشتر بتونن خودشون باشن و رها تر! نمیدونم فیونآ رو منبع
درباره این سایت