خلاصه ی احوالاتم رو نوشتم به قول " سعدی " : " درد کشیدن به امید دوا " در همون لحظه ای که به واژه ی امید رسیدم چشمم افتاد به این نوشته: " اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ، وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ رحم کن بر بندهای که سرمایهاش امید و وسیلهاش گریه است. " چقدر منو یاد خودم انداخت! سرچ که کردم دیدم قسمتی از دعای کمیل هست گویا یه قسمت دیگه ای هم میگه: " وَلَا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجائِى و امیدم را از رحمتت ناامید نکنی " در ادامه چه خوش گفت " حافظ " خوش امید منبع
درباره این سایت